مزیت های نوروفیدبک
  1397/06/12 

نوروفیدبک با تنظیم کارکرد مغز

در ارتقاء توانمندی و مهارت های ذهنی و شناختی مانند بهینه سازی تصمیم گیری، افزایش خلاقیت، تقویت حافظه، افزایش تمرکز، کاهش اضطراب، افزایش هماهنگی جسم وبدن (بویژه در ورزشکاران)، افزایش توانمندی های هنری از جمله در موسیقی و... تاثیر فوق العاده ای دارد. امروزه بسیاری از شرکتها و سازمانهای معتبر جهانی از جمله ناسا (سازمان علوم فضایی امریکا ) ازین روش و سایر روشهای مبتنی بر بیوفیدبک ، به منظور بهینه سازی عملکرد پرسنل خود استفاده می کنند.
مانند هر درمانی کامل کردن دوره درمان با نوروفیدبک بسیار مهم است وناقص گذاشتن درمان ،سبب عود علایم میشود.در مورد نوروفیدبک باید به خاطر داشت که این روش درمانی در واقع نوعی یادگیری است. و مغز یاد می گیرد که چه طور به تنظیم خود بپردازد و نقایص خود را بر طرف کند همچنان که رانندگی را یاد می گیریم و ان را فراموش نمی کنیم این یادگیری نیز فراموش نمی شود . در حقیقت مغز مهارت جدیدی بدست اورده است البته برای داشتن یک درمان کامل علاوه بر رعایت ترتیب جلسات و کامل کردن آن ، همکاری خانواده و عمل به کلیه ی دستور ها و راهنمایی های درمانگر ضروریست . در پ‍ژوهش طولی در کشور امریکا ماندگاری آثار نروفیدبک تا 10 سال پس از درمان در کودکان ADHD گزارش شده است . 
امواج آلفا استراحت مغز در بیداری را نشان می دهد . تولید آلفا با بستن چشم ها افزایش و به محض شروع به کار ( تفکر ، گوش کردن و... ) کاهش می یابد . هنگام استرس بلوکه شدن انرژی باعث کاهش آلفا می شود زمانی که به کمک نوروفیدبک تولید موج آلفا را افزایش می دهیم ، در واقع خون رسانی به مغز را زیاد و سیستم ایمنی را تقویت می کنید . ورزش ، تمرین های جسمی و ریلکسیشن می تواند استرس را کاهش دهد و سطح انرژی را بالا ببرد ،اما در تمام این موارد هدایت هوشیارانه سیستماتیک وجود ندارد . اما آموزش آلفا تمرکز سیستماتیک و هوشیارانه ی انرژی روانیست . 
آموزش آلفا روشی مؤثر در برابر استرس است . این روش ، تمایل به تنش مقاومت و بلوکه کردن انرژی را که به صورت عادت در آمده است را کاهش می دهد یا از بین می برد . در حالی که روش های دیگر مدیریت استرس سعی در ایجاد الگوهای جدید رفتار دارند . آموزش های دیگر بر علائم فوکوس می کنند اما این روش فرد را نسبت به خود بدن و محیطش آگاه می کند و می آموزد که زمان استرس ریلکس بمانید و تمرکز داشته باشید .   

حاصل عملکرد مغز چیست؟
می‌دانیم که الگوی امواج مغزی ماست که حالات و صورت‌های مختلف روانی ما را به‌وجود می‌آورد. درواقع کارکرد مناسب یا نامناسب مغز ما سبب طبیعی بودن یا غیرطبیعی بودن تولید امواج در مغز می‌شود. 

اختلالات مختلف روانی در حقیقت حاصل کارکرد نامناسب مغز و درنتیجه تولید الگوی ناصحیح امواج مغزی می‌باشند. لذا مغز انسان نیز مانند هر سیستم پیچیده دیگری نیاز به تنظیم و رفع نواقص دارد. نکته مهم و جالب توجه این است که خود مغز می‌تواند خودش را تنظیم و به‌روز کند فقط کافی است که از وضعیت خود آگاهی پیدا کند. لذا همه کاری که باید انجام دهیم آگاهی یافتن از مدل نامطلوب کارکرد مغز و سعی در تنظیم مجدد آن می‌باشد. 

در حقیقت مغز ما با فیدبک‌هایی(بازخورد) که از بدن و نیز محیط اطراف ما می‌گیرد به کنترل و تنظیم کارکردهای مختلف جسمی و روانی و تعامل ما با محیط می‌پردازد. نوروفیدبک با فیدبکی که از امواج مغزی ارائه می‌دهد، مغز را در تنظیم فعالیت خود کمک می‌نماید.

نوروفیدبک مانند آینه عمل می‌کند.

می‌خواهید به مهمانی بروید و نمی‌دانید آیا سر و وضعتان مرتب است یا نه؟ بله، به یک آینه? ترجیحاً قدی نیاز دارید. اکنون مقابل آینه ایستاده‌اید و می‌توانید به خوبی خودتان را در آن را ببینید. موهایتان را شانه می‌کنید و یقه‌تان را که ناجور قرار گرفته مرتب می‌کنید. بهتر است کمی آستین پیراهنتان را بالا بکشید تا خیلی از زیر آستین کت‌تان بیرون نیاید. حالا همه چیز روبراه شد. ظاهر شما کاملاً مناسب است. 

شاید تا به حال فکر کرده باشید کاش می‌شد درونتان را هم به همین شکل در آینه می‌دیدید و عیب و نقص‌های آن را هم برطرف می‌کردید. مثلاً اگر می‌شد آن‌چه در مغزتان اتفاق می‌افتد را ببینید آن وقت می‌توانستید آن را تنظیم کنید تا به بهترین شکل، کار خود را انجام دهد. 

متخصصان آتیه می‌گویند این کار شدنی است و نوروفیدبک همانی است که دنبالش می‌گردید. نوروفیدبک در واقع ترکیبی از QEEG و بیوفیدبک است. شما مقابل یک مانیتور می‌نشینید و الکترودی که روی سر شما قرار می‌گیرد امواج مغزی شما را دریافت و به کامپیوتر هدایت می‌کند. حالا شما با دیدن امواج مغزی خود روی صفحه مانیتور می‌توانید به تنظیم و کنترل آن‌ها به نحوی که می‌خواهید بپردازید. 

کاربردهای درمانی نوروفیدبک:

-بیش‌فعالی/کمبود توجه (AD/HD): بیش از هر زمان دیگری، برای درمان AD/HD از نوروفیدبک استفاده شده است. 85-80% کودکان مبتلا به AD/HD به وسیله نوروفیدبک بهبودی کامل می‌یابند. 

- اضطراب (Anxiety): بسیاری از متخصصان، بکارگیری نوروفیدبک به منظور درمان اضطراب را یکی از عمده‌ترین موارد و زمینه‌های استفاده از نوروفیدبک می‌دانند. اکثر آن‌ها معتقدند اضطراب یکی از اولین مواردی بود که به نوروفیدبک پاسخ داد. نتایج پژوهشی نشان می‌دهد که در حدود 90-80% از بیماران اضطرابی با این روش بهبود یافته‌اند.

- ناتوانی یادگیری (Learning Disability)، این اختلالات در سنین دبستان شایع هستند. در درمان این اختلالات، نوروفیدبک تحول بزرگی ایجاد کرده است. در این مورد نوروفیدبک به تنهایی پاسخگوست و نیازی به درمان مکمل ندارد. معمولاً با کامل کردن یک دوره درمانی بهبودی ثابتی حاصل می‌شود. 

- اختلالات خواب: اولین تغییراتی که مراجعین عموماً بعد از شروع درمان با نوروفیدبک مشاهده می‌کنند، تغییر و تنظیم خوابشان است. بنابراین می‌توان از نوروفیدبک در درمان اختلالات خواب نیز استفاده کرد. 

- صرع، آسیب مغزی و سکته مغزی: در انواع صرع و در مواردی که داروها مؤثر نبوده‌اند و بیماری بسیار مزمن و غیرقابل کنترل بوده است نوروفیدبک در درمان 70 تا 90% بیماران موفق بوده است. 

- آسیب مغزی : نوروفیدبک سبب بهبود مشکلات ناشی از آسیب‌ و سکته مغزی می‌شود. از آن‌جمله می‌توان به بهبود در حافظه، سردرد، گیجی و حواس‌پرتی، سرگیجه، مشکلات تمرکزی، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب، تحریک‌پذیری، مشکلات ادراک بینایی و دیسلکسی اشاره کرد.

-دردهای مزمن و سردردهای میگرنی: درمانگران و پزشکانی که از نوروفیدبک برای درمان دردهای مزمن و سردردهای میگرنی استفاده کرده‌اند، اعلام کردند که وقوع و شدت حملات میگرن در اکثر موارد با استفاده از این روش کاهش می‌یابد و حتی از بین می‌رود. 

- افسردگی: در مورد بیماران مبتلا به افسردگی اساسی که هیچ درمانی برای آن‌ها کارساز نبوده، نوروفیدبک در اغلب موارد بهبوددهنده بوده است. 

- سوءمصرف مواد: مطالعات نشان داده است که در مقایسه با درمان‌های موجود برای ترک اعتیاد، درمان با نوروفیدبک از بسیاری از روش‌های دیگر موفق‌تر بوده است. علاوه براین، درمان با این روش وسوسه و ولع فرد را کاهش می‌دهد و در درازمدت احتمال عود و بازگشت را پایین می‌آورد.  

نوروفیدبک (Neurofeedback) چگونه کار می‌کند؟
در نوروفیدبک سنسورهایی که الکترود نامیده می‌شوند بر روی پوست سر بیمار قرار می‌گیرند. این سنسورها فعالیت الکتریکی مغز فرد را ثبت و در غالب امواج مغزی (در اغلب موارد به شکل شبیه‌سازی شده در قالب یک بازی کامپیوتری یا فیلم ویدئویی) به او نشان می‌دهند. در این حالت پخش فیلم یا هدایت بازی کامپیوتری بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزی شخص انجام می‌شود.

به این شکل فرد با دیدن پیشرفت یا توقف بازی و گرفتن پاداش یا از دست دادن امتیاز و یا تغییراتی که در صدا یا پخش فیلم به وجود می‌آید، پی به شرایط مطلوب یا نامطلوب امواج مغزی خود برده و سعی می‌کند تا با هدایت بازی یا فیلم، وضعیت تولید امواج مغزی خود را اصلاح کند (مثلاً اگر قرار است فرد موج آلفای خود را کاهش دهد بازی در صورتی پیش می‌رود که موج آلفا از یک حد مشخص شده‌ای کمتر باشد). 

نوروفیدبک در واقع یک فرایند آموزشی است که در آن مغز خودتنظیمی را فرا می‌گیرد. در طول آموزش، فعالیت مغز توسط اداره هشیار و ناهشیار توجه کنترل می‌شود. یادگیری هشیارانه زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در می‌یابد که چطور سیگنال فیدبک به توجه و وضعیت ذهنی او ارتباط پیدا می‌کند.

قسمت عمده یادگیری در سطح ناهشیار اتفاق می‌افتد، جائیکه مغز تدریجاً می‌تواند بصورت مستقیم و خودکار سیگنال فیدبک را کنترل کند. مهارت‌های جدید که بصورت آگاهانه و نا آگاهانه بدست آمده‌اند در طول آموزش درونی می‌شوند و بطور خودکار به فعالیت‌های روزانه فرد منتقل می‌شوند. این کار درست مانند یادگرفتن رانندگی است. همانطور که رانندگی پس از یادگیری کامل به صورت یک سری اعمال خودکار در می‌آید و هیچگاه فراموش نمی‌گردد، مهارت‌هایی نیز که مغز در طی آموزش نوروفیدبک فرا می‌گیرد ماندگار خواهند بود. 

بنابراین نوروفیدبک به مغز کمک می‌کند تا یاد بگیرد که چطور خودش را تنظیم و نواقص عملکردی خود را برطرف نماید. لذا هیچ‌گونه دستکاری یا مداخله ماده خارجی وجود ندارد که بخواهد عوارض جانبی داشته باشد یا وابستگی ایجاد کند. با نوروفیدبک ما تنها مهارتهای جدیدی را فرا می‌گیریم، مهارت‌هایی که ما و مغزمان را بیش از پیش توانمند می‌سازد. 
نوروفیدبک از نوروپلاستیسیتی کمک می‌گیرد.

از دید روانشناسی، چنین به نظر می‌رسد که آموزش و تمرین تمرکز، فرایندهای ارتباط، رشد و بلوغ عصب‌شناختی در مغز را تحریک و افزایش می‌دهد. این وقتی اتفاق می‌افتد که نورون‌ها طی آموزش به ایجاد ارتباطات سیناپسی (ارتباط بین نورونی) جدید وادار شده و باعث بهبود عملکرد مغز در مناطق خاص می‌شوند. همچنین شواهدی وجود دارد که بین فعالیت موج آلفا و جریان خون مغز ارتباط مستقیمی وجود دارد. 
به عبارت دیگر وقتی فرد موفق می‌شود که برای مدتی وضعیت افزایش موج آلفا را حفظ کند، مغز وی خون بیشتر و در نتیجه اکسیژن و غذای بیشتری دریافت می‌کند. این مسئله سبب می‌شود که نورون‌های آسیب دیده به بازتولید و بهبود هدایت سیگنال‌های الکتریکی خود بپردازند. 

توانایی سلول‌های عصبی به ایجاد ارتباطات سیناپسی و مسیرهای جدید در مغز، نوروپلاستیسیتی نام دارد. یک مثال برای این حالت وقتی است که منطقه جدیدی در مغز کارکردهای یک منطقه دیگر را به عهده می‌گیرد. به این ترتیب در طی آموزش نوروفیدبک، نورپلاستیستی وارد عمل می‌شود.

جلسات درمان با نوروفیدبک:

ابتدا شرح حالی از مراجع گرفته می‌شود. سپس او روی صندلی مخصوص و راحتی می‌نشیند. 2 الکترود به گوش‌های مراجع و یک الکترود به سر او، در جای مناسب متصل می‌شود (بنا به تشخیص درمانگر). سپس از بیمار خواسته می‌شود تا کاملاً آرام باشد و به صفحه کامپیوتری که در مقابلش قرار دارد نگاه کند. 

درمانگر برنامه خاصی برای بیمار در نظر گرفته است که متناسب با مشکل اوست. (این برنامه‌ها شبیه بازی کامپیوتری هستند). بیمار کار خاصی انجام نمی‌دهد بلکه مغز اوست که همه‌ کارها را انجام می‌دهد. پس از چندین جلسه تمرین و تکرار، مغز تکالیف را می‌آموزد و خود را با آن‌ها تطبیق می‌دهد. در پایان جلسه الکترودها از بیمار جدا می‌شود و تکالیفی برای انجام در منزل به او داده می‌شود. 

به منظور هرچه بهتر بودن نتایج حاصل از درمان و پایداری بیشتر اثرات درمانی، تعداد جلسات باید به حدی باشد که درمان تکمیل شود. مدت معمول جلسات 45 دقیقه است، ممکن است در برخی موارد کمی طولانی‌تر یا کوتاهتر باشد. حداقل 2 تا 3 جلسه در هفته توصیه می‌شود. اما برگزاری 3 تا 4 جلسه در هفته باعث تسهیل درمان می‌شود. برای قطع درمان باید به تدریج فاصله جلسات را زیاد کرد.

ابتدا دو هفته یکبار و در صورتی که بهبودی ادامه پیدا کرد ماهی یک بار. اگر به محض از بین رفتن علائم و نشانه‌های بیماری، درمان را قطع کنیم، ممکن است پس از گذشت مدتی مثلاً 3 ماه یا 9 ماه تمامی نشانه‌های بیماری برگردند. در اینجاست که تصور می‌کنیم نوروفیدبک بی‌تأثیر بوده است. اما باید بدانیم نوروفیدبک در حقیقت نوعی یادگیری است و کاملاً واضح است که هرچه تکرار و تمرین بیشتر باشد، یادگیری نیز بهتر و بیشتر خواهد بود و آموخته‌ها دیرتر از بین می‌روند. 

تا به امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبک گزارش نشده است، بلکه تمام اثراتی که داشته مثبت بوده است. بدترین حالت این است که نوروفیدبک نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد. 
همزمان کردن مصرف دارو با نوروفیدبک نه تنها عوارض بدی ندارد، بلکه باعث می‌شود تأثیر داروها بیشتر شود و پس از مدتی داروها قطع شوند.

مزیت‌های درمان تکنولوژیک نسبت به دارو درمانی :

1. نداشتن عوارض جانبی و اثرات سوء برخی داروها (از جمله اثرات سوء داروها کاهش انعطاف‌پذیری مغز است).
2. داشتن اثرات درمانی پایدار .
3. بهبود بیماری در مواردی‌که دارو‌درمانی تنها علائم را موقتا? از بین می‌برد، مانند AD/HD، وسواس‌های شدید، افسرده‌خویی و ... .
4. تنظیم کل فعالیت‌های مغز.

در حقیقت داروها به عنوان یک ماده خارجی سعی در تنظیم فعالیت‌های مغز دارند. بنابراین با قطع آن‌ها، نظم ایجاد شده در مغز نیز از بین می‌رود و مغز مجدداً برای اینکه تنظیم خود را به دست آورد نیازمند داروست. این مسئله به عنوان اثر تنظیمی داروها شناخته می‌شود در حالیکه هدف نوروفیدبک آموزش خودتنظیمی به مغز است و سعی دارد به مغز یاد دهد که چگونه خود را تنظیم کند. 

در نتیجه پس از درمان با نوروفیدبک، مغز با مواجهه با مشکلات جدید و خارج شدن از نظم خود، نیازمند ماده دارویی خارجی نمی‌باشد چرا که می‌تواند از طریق فرایند خودتنظیمی، نظم جدید خود را بدست آورد. 
«در واقع در دارودرمانی به مغز ماهی داده‌ایم، در‌حالی‌که در نوروفیدبک ماهیگیری یاد داده‌ایم.»

فواید دیگر نوروفیدبک

از آنجا که نوروفیدبک به تنظیم کارکرد مغز می‌پردازد، لذا در ارتقاء توانمندی ها و مهارت های مختلف ذهنی و شناختی مانند بهینه سازی تصمیم گیری، افزایش خلاقیت، تقویت حافظه، افزایش تمرکز، کاهش استرس و اضطراب، افزایش هماهنگی جسم و بدن (بویژه در ورزشکاران)، افزایش توانمندی‌های هنری از جمله در موسیقی و ... تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد. امروزه بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های معتبر جهانی از جمله ناسا(سازمان علوم فضایی آمریکا) از این روش و سایر روش‌های مبتنی بر بیوفیدبک، به منظور بهینه‌سازی عملکرد پرسنل خود استفاده می‌کنند. 

تاریخچه نوروفیدبک

همه چیز در سال‌های دهه 1960 شروع شد. دکتر باری استرمان Barry Sterman، محقق دانشگاه UCLA کالیفرنیا، مشغول به انجام تحقیقاتی درباره فعالیت عصب‌شناختی مرتبط با خواب بود که در خلال آن موفق به کشف امواج 14 هرتز در EEG مغز گربه‌های مورد آزمایش گردید.

این امواج با کاهش تنش عضلانی در گربه‌ها ارتباط داشتند و بعدها نام SMR به خود گرفتند. دکتر استرمان و گروهش به تحقیقات خود ادامه دادند تا ببینند که آیا گربه‌ها در ازای دریافت پاداش (شیر)، تولید امواج SMR در مغز خود را افزایش می‌دهند یا خیر؟ پاسخ مثبت و نتیجه رضایتبخش بود. به دنبال آن دکتر استرمان هدایت تحقیقاتی برای NASA را برعهده گرفت که در آن به ارزیابی سمی بودن سوخت موشک پرداخت (افرادی که در معرض سوخت قرار می‌گرفتند دچار حالات استفراغ، سردرد، افزایش دم‌ و بازدم (هواگیری)، توهم و تشنج می‌شدند). 

دکتر استرمان گربه‌ها را در معرض مقدار زیادی سوخت قرار داد و در آن‌ها حالات استفراغ، سر و صدا، افزایش هواگیری، بزاق‌آوری، حملات تشنجی و مرگ را به دنبال هم مشاهده کرد. اما یک گروه از گربه‌ها واکنش دیگری نشان دادند که باعث تعجب گروه تحقیق شد. آن‌ها توانستند وقوع حملات را در دوز بیشتری نسبت به دوز قابل تحمل برای گربه‌های دیگر متوقف کنند.

گروه با مراجعه به سوابق گربه‌ها دریافتند که این گروه از گربه‌ها پیش از این طی مطالعه خواب، تحت آموزش SMR قرار گرفته بودند. دکتر استرمان تحقیقات خود را روی انسان و در مورد بیماران مبتلا به صرع ادامه داد. او تاکنون مقالات زیادی درباره استفاده از نوروفیدبک نوشته است. 

تا به امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبک گزارش نشده است، بلکه تمام اثراتی که داشته مثبت بوده است. بدترین حالت این است که نوروفیدبک نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد. 

همزمان کردن مصرف دارو با نوروفیدبک نه تنها عوارض بدی ندارد، بلکه باعث می‌شود تأثیر داروها بیشتر شود و پس از مدتی داروها قطع شوند.

نوروفیدبک و اختلالات مختلف :

AD/HD با رفتارهایی مانند بی‌توجهی، تکانشگری و حواس‌پرتی مشخص می‌شود. بسته به اینکه چه رفتاری غلبه داشته باشد این اختلال را به سه زیرگروه تقسیم می‌کنند. یک دسته با برجستگی بی‌توجهی مشخص می‌شود، یک دسته با تکانشگری و بیش‌فعالی و دسته سوم با ترکیبی از بی‌توجهی، تکانشگری و بیش‌فعالی. 

تحقیقات نشان داده است کودکان AD/HD کمتر قادرند که موج بتا بالای 14 هرتز تولید کنند و بیشتر امواج تتا در محدوده 8-4 هرتز تولید می‌کنند. برای داشتن تمرکز مناسب در وضعیت بهینه، مغز نیاز دارد تا سطح بالایی از امواج سریع بتا و سطح پایینی از امواج آهسته تتا را تولید کند در حالیکه در تمرکز ضعیف این تعادل به هم می‌خورد. 

نوروفیدبک برای افزایش تولید بتا و کاهش تولید تتا مورد استفاده قرار می‌گیرد. طی فرایند آموزش، کودک طی یک بازی کامپیوتری برای تولید امواج مناسب پاداش دریافت می‌کند تا به این ترتیب یاد بگیرد که چگونه به مدیریت توجه و برانگیختگی بپردازد و کنترل بهتری بر رفتار و هیجانات خود داشته باشد. 

می‌توان گفت که شغل مغز توجه کردن است، نه فقط به دنیای بیرون بلکه به فرایندهای درونی هم توجه می‌کند و این چنین فعالیت‌های خودش و بدن را وارسی می‌کند. وقتی امواج خاص در مغز را مورد آموزش قرار می‌دهیم در بیش‌فعالی، تکانشگری و گوش‌بزنگی بهبود حاصل می‌شود. 

در کنار فواید مربوط به توجه، فواید دیگری هم در رابطه با بعضی رفتارهای همراه AD/HD مشاهده می‌گردد. خطاهای کمتری در آزمون‌هایی که مسائل شناختی را به چالش می‌کشند اتفاق می‌افتد؛ زمان واکنش بهبود می‌یابد و نیز پایدار می‌شود؛ شب ادراری و دندان قروچه شبانه برطرف ‌شده، میل به شکر و تیک‌های حرکتی و صوتی هم از بین می‌روند؛ وسواس فروکش می‌کند؛ حتی ضریب هوشی افزایش یافته و دستخط بهتر می‌شود. 

نافرمانی، قشقرق، طغیان، خشم زیاد، خودسری، دروغگویی و حتی رفتارهای خشن‌تر مانند پرخاشگری، بدرفتاری با حیوانات (Cruelty to animals)، دعوا کردن و fire setting همه به این روش جواب می‌دهند. بعضی از این بچه‌ها هیچ احساس پشیمانی نمی‌کنند و بنظر خون‌سرد می‌رسند. 

این روش در مورد بچه‌های افسرده، مضطرب، و بچه‌هایی که دارای اختلالات هیجانی هستند کمک کننده است. در بیشتر موارد کودکان موفق می‌شوند دوز داروی خود را کاهش داده یا آن را قطع کنند. دیده شده که وقتی دوره درمان با نوروفیدبک کامل شود، اثرات بهبودی آن تا بلندمدت ادامه خواهد داشت. 

در هر حال ذکر این نکته ضروری است که دستگاه عصبی کودکان بیش‌فعال آسیب‌پذیرتر از کودکان دیگر است که می‌تواند دلایل ژنتیک، تغذیه‌ای، رشدی و یا زمینه خانوادگی داشته باشد. 

اوتیسم
یکی از روش‏هایی که مغز از طریق آن چیزهای مختلف را یاد می‏گیرد، تقلید آینه‏وار از رفتار دیگران است (سیستم آینه‏ای). زمانی که کسی خمیازه می‏کشد احتمالاً ما نیز خمیازه می‏کشیم. 

در EEG چیزی شبیه به این سیستم آینه‏ای می‏بینیم که به آن «ریتم مو» می‏گوییم. ریتم مو به طور طبیعی در ناحیه حسی ـ حرکتی مغز و در زمانی که مشغول انجام فعالیت خاصی نیستیم به وجود می‏آید. مغز از این ناحیه برای کنترل اطلاعات ورودی استفاده می‏کند و سبب می‏شود به صورت هوشیار فعالیت‏های حسی (احساسی) و حرکتی را درک کنیم. 

مشاهده ریتم مو بیانگر آن است که مغز در حالت «بیکاری» قرار دارد و به اطلاعات ورودی پاسخ نمی‏دهد. در فردی که پردازش و پاسخ به اطلاعات در آن طبیعی است، هنگام دیدن یک سیب به طور ناگهانی امواج مو کاهش می‏یابد، دروازه ورود اطلاعات به ناحیه حسی ـ حرکتی باز می‌شود و فرد سیب را درک کرده و می‌تواند آن را بردارد. 

متأسفانه در افراد مبتلا به اوتیسم و آسپرگر این سیستم ناقص عمل می‏کند و دروازه ورود اطلاعات بسته می‏ماند بنابراین اطلاعات پردازش نمی‏شوند و پاسخ و رفتار مناسبی مشاهده نمی‏شود. مشکل دیگر، عملکرد نامناسب نیمکره راست است. 

اطلاعاتی که از بیرون دریافت می‏شوند، برای پردازش اولیه به نیمکره راست فرستاده می‏شوند. این پردازش اولیه سطحی، مبهم و تا حدودی بی‏معنی است. این اطلاعات سپس برای پردازش بیشتر و دقیق‏تر به نیمکره چپ فرستاده می‏شوند.

در اثر کارکرد ناقص نیمکره راست، اطلاعات انتقالی به نیمکره چپ نیز بی‏اعتبار می‏شود و این نیمکره نمی‏تواند درک صحیحی از دنیای اطراف به وجود آورد. از طرفی لوب‏های پیشانی باعث آگاهی هوشیارانه ما از آنچه در اطرافمان روی می‏دهد می‏شوند. 

این قسمت به ما اجازه می‏دهد تا بر پایه اطلاعات دریافتی، اعمال خود را برنامه‏ریزی و اجرا کنیم. وجود ریتم مو و جلوگیری آن از ورود اطلاعات باعث می‏شود لوب‏های پیشانی نتوانند تحلیل و عملکرد مناسبی نسبت به محیط اطراف داشته باشند. 

کارکرد نامناسب نیمکره راست، لوب‏های پیشانی و وجود نابجای ریتم مو منجر به بروز رفتارهای اجتماعی نامناسب و ارتباطات سطحی و سرد می‏شود. در اوتیسم، نیمکره چپ نیز کارکرد نامناسبی دارد. استفاده از نوروفیدبک به کودک مبتلا به اوتیسم کمک می‏کند تا کوهرنس و ریتم مو را در مغز خود کاهش داده و عملکرد آن را بهبود بخشد.

نوروفیدبک در مواردی مانند ارتباطات کلامی، فیزیکی و اجتماعی به کودک اوتیستیک کمک می‌کند. مدارک کلینیکی حاکی از بهبود گفتار، پاسخدهی، تعادل، ادراک و ابرازهای مناسب چهره می‌باشند. همچنین نوروفیدبک به کاهش حساسیت‌های حسی و پاسخدهی بهتر به تغییرات محیطی کمک می‌کند. 

مشکلات یادگیری
مشکلات یادگیری ممکن است در یک یا چند فرایند پایه در فهم زبان گفتاری یا نوشتاری بوجود آیند. عقیده بر این است که مشکلات یادگیری نتیجه تغییراتی در کارکرد مغز هستند. این مشکلات ممکن است در کارکردهای شنیداری، حافظه یا پردازشی اتفاق بیفتد و مشکلاتی را در فهم و به یاد آوردن کلمات، در بیان یا دریافت زبان شفاهی یا کتبی، در شکل‌دهی حروف یا فهم مفاهیم ریاضی بوجود آیند.

دیده شده که کودکان LD سطوح بالایی از فعالیت‌های آلفا و تتا را از خود نشان می‌دهند که این به پیشرفت فعالیت‌های ذهنی صدمه می‌زند. نوروفیدبک به کاهش تولید آلفا و تتا کمک کرده و سبب بهبود مهارت‌های خواندن، نوشتن، ریاضیات و نقاشی و نیز افزایش نمره IQ می‌شود. 

در نقشه مغزی کودکان ناتوان یادگیری اغلب یک یا چند مورد از موارد زیر مشاهده می‌گردد:

• امواج آهسته یا نوک‌تیز کانونی در یک یا چند ناحیه مغزی
مثلاً در دیسلکسی این امواج آهسته در لوب پس سری، ناحیه ورنیکه، ناحیه بروکا و ناحیه حسی‌حرکتی مغز دیده می‌شوند.

• فعالیت نامناسب امواج آلفا یا بتا
مغز ما از امواج آلفا برای استراحت دادن به خود استفاده می‌کند. اگر تولید این موج ادامه یابد و متوقف نشود مغز نمی‌تواند بسیاری از فعالیت‌های حیاتی خود را انجام دهد. در عوض امواج سریع بتا برای انجام فعالیت‌های توجهی و تمرکزی مغز ضروری می‌باشند. کاهش فعالیت بتا و افزایش آلفا در این افراد منجر به بروز مشکلات یادگیری می‌شود.

• افزایش یا کاهش کوهرنس
قسمت‌های مختلف مغز برای اینکه بتوانند پیچیدگی های دنیا را درک کرده و عملکرد مناسبی داشته باشند، دائماً با هم در ارتباطند. قطع و برقراری بموقع این ارتباطات منجر به پردازش صحیح اطلاعات می‌شود. در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ارتباط بین دو یا چند ناحیه از مغز یا بخوبی برقرار نمی‌شود و یا در صورت برقراری، درهم‌آمیختگی پیدا می‌کند. 

میزان زیاد Coherence در QEEG نشان می دهد که 2 یا چند ناحیه از مغز در هم آمیختگی پیدا کرده و نمی توانند اطلاعات را به خوبی پردازش یا اجرا کنند. کاهش Coherence هم نشانه این است که مغز نمی تواند به خوبی قسمت های لازم برای انجام کار خاصی را پیوند دهد. افراد ناتوان یادگیری ممکن است هر دو یا یکی از حالات کاهش و افزایش Coherence را در QEEG خود نشان بدهند.

می‌دانیم که نوروفیدبک خودتنظیمی را به مغز آموزش می‌دهد لذا کودک می‌تواند با کمک این روش به اصلاح و تنظیم مناسب الگوی امواج مغزی خود بپردازد . استفاده از نوروفیدبک سبب تنظیم فعالیت امواج مغزی و برطرف شدن مشکلات کوهرنس در کودکان دارای مشکل یادگیری می‌گردد.

اختلالات خواب (در بزرگسالان)
مدارک بالینی مختلفی وجود دارد که نشان می‌دهد استفاده از نوروفیدبک به بهبود اختلالات مختلف خواب از جمله بی‌خوابی، آپنه، سخت به خواب رفتن، مرتب از خواب پریدن و... که علائمی مرتبط با اضطراب و افسردگی هستند، کمک می‌کند. 

در واقع نوروفیدبک به خودتنظیمی مغز در برانگیختگی فیزیولوژیک کمک می‌کند و همین امر سبب بهبود کیفیت خواب می‌شود. 

مشکلات خواب (در کودکان) 
مشکلات خواب شامل شب‌ادراری، راه رفتن در خواب، حرف زدن در خواب، وحشت در خواب و اضطراب مربوط به خواب رفتن می‌باشند. نوروفیدبک با کمک به خود ـ تنظیمی مغز در تنظیم برانگیختگی فیزیولوژیک، در بهبود مشکلات مربوط به خواب موفق بوده است و غالباً اولین چیزی که در درمان توسط نوروفیدبک توسط مراجعین گزارش می‌شود بهبود کیفیت خواب است. 

اضطراب
گاهی اضطراب حاصل مغزی است که خیلی سریع کار می‌کند و لازم است که آرام شود. مشخص شده که تقویت آلفا سبب پیدایش حالت آرامش و خلوت شدن ذهن می‌شود.

با پیشرفت تکنیک‌ها و مطالعات مربوط به امواج آلفا، محققان دریافتند که آموزش آلفا در بهبود اختلالات اضطرابی، سندرم‌های درد، اختلالات خواب و استرس مزمن مؤثر است. 

در واقع اضطراب نشانه‌ای از وجود مشکلات در خودتنظیمی مغز است. نوروفیدبک اطلاعاتی را از EEG مراجع به وی ارائه می‌دهد و کمک می‌کند تا بتواند وجوه مختلف آن را تحت کنترل خود درآورد و به این ترتیب به مغز می آموزد تا خودش را بهتر تنظیم کند. این مهارت بعد از این بصورت ناهشیار در مواقع مختلف و برای غلبه بر اضطراب و حملات هراس توسط شخص بکار گرفته می‌شود. 

استفاده از نوروفیدبک در بیماران PTSD به آن‌ها اجازه می‌دهد تا خاطرات مربوط به حادثه را بدون احساس ناراحتی و رنج پردازش کنند. 

صرع
نوروفیدبک اولین بار در حوزه بهبود صرع به کار گرفته شد. استرمان در پژوهش‌های خود متوجه گردید که تقویت موج SMR در حیوانات و انسان سبب کنترل و بهبود تشنج می‌گردد. نشان داده شده است که نوروفیدبک در بهبود انواع صرع از جمله صرع کوچک، صرع بزرگ و تشنج‌های موضعی پیچیده مؤثر است. همچنین باعث کاهش دوز دارو و کنترل بهتر تشنج‌ها می‌شود. اغلب افرادی که تحت درمان با نوروفیدبک قرار گرفته‌اند افرادی هستند که درمان‌های دارویی در حل مشکل آن‌ها ناموفق بوده است. 

نوروفیدبک پایداری مغز را افزایش می‌دهد. مدت درمان ممکن است کمی طولانی شود اما معمولاً نتایج خوبی به دست می‌آید که به شکل بهبود سطح عملکرد مغز، کاهش دوز داروها و عوارض جانبی آن‌ها، کاهش تعداد تشنج و رفع نیاز به جراحی (در مواردی که نیاز به جراحی بوده است) قابل مشاهده است. 

افسردگی
در نقشه مغزی افراد افسرده نشانه‌های مختلفی دیده می‌شود که بعضی از آن‌ها عبارتند از:
افزایش یا کاهش فوق‌العاده در فعالیت امواج بتا و آلفا در سراسر یا بخشی از مغز؛ کاهش یا افزایش موج دلتا؛ کاهش یا افزایش غیرطبیعی کوهرنس و ... . استفاده از نوروفیدبک منجر به انجام اصلاحات در الگوی امواج مغزی افراد افسرده می‌گردد. تغییر در میزان سروتونین و نوراپینفرین که دو انتقال‌دهنده عصبی هستند از علل بروز افسردگی است. نقل و انتقالات انتقال‌دهنده‌ها از مباحث مربوط به شیمی مغز است. 

نکته در اینجاست که تغییر در شیمی مغز به تغییر در امواج، و تغییر در امواج به تغییر در شیمی مغز می‌انجامد. لذا استفاده از نوروفیدبک و اصلاح الگوی امواج مغزی سبب ایجاد تعادل در نقل و انتقالات مواد شیمیایی مغز می‌گردد.

نوروفیدبک ساز و کار اصلی که مغز به آن وسیله برانگیختگی فیزیولوژیک را کنترل می‌کند تحت کنترل درآورده و مکانیزم برانگیختگی را طبیعی می‌سازد. این روش صرفنظر از علت افسردگی اثربخش است. در طی درمان مراجع ممکن است متوجه شود که لازم است استفاده از داروهای ضدافسردگی یا محرک را کاهش دهد که به هر حال باید از نظر دوز دارو در طی درمان تحت نظر متخصص باشد. 


درد مزمن 
در مورد درد مزمن فرض بر این است که آسیبی که در ابتدا منشأ درد بوده است درمان شده اما درد همچنان باقی است و چه بسا بدتر شده است. وقتی درد برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، آستانه درد ممکن است کاهش یافته و در نتیجه ادراک آن افزایش یابد. به عبارت دیگر مغز توجه بیشتری به احساس درد می‌کند. 
طولانی شدن مدت درد، آستانه مغز نسبت به درد را پایین آورده و سبب افزایش ادراک درد می‌شود. استفاده از نوروفیدبک آستانه مغز نسبت به درد را بالا برده و حتی به مقدار طبیعی می‌رساند و به این شکل سبب کاهش ادراک درد می‌شود. حتی با وجود آسیب هم، تنظیم شدن دوباره آستانه درد در یک حد طبیعی، باعث بهتر شدن درد می‌شود. مغز با کمک نوروفیدبک آستانه درد را از نو تنظیم می‌کند. 

صدمات مغزی خفیف (mTBI)
پیامدهای آسیب مغز خفیف شامل سردرد، بدن درد، حالت تهوع، گم‌گشتگی ، افسردگی، خستگی مفرط، مشکلات بینایی، نقائص پردازش شنیداری، مشکلات خواب، وز وز گوش، تحریک‌پذیری و اضطراب و حتی تغییرات یا ناپایداری شخصیتی می‌باشد. در حالیکه هیچ نوع دارو درمانی مرسومی برای این علائم وجود ندارد، لیکن معمولاً به نوروفیدبک جواب می‌دهند. 

مطابق با گزارش خود افراد تحت درمان تا 80% بهبودی در علائم پیدا می‌شود. بازیابی‌هایی که مغز به این ترتیب بدست می‌آورد اثر بلندمدت دارد. استفاده از این روش حتی سال‌ها بعد از آسیب هم مفید خواهد بود. بعضی بهبودها بعد از آسیب بصورت خودبخود مورد انتظار هستند لیکن نوروفیدبک فرایند را سرعت می‌بخشد. 

آموزش در مناطق خاص قشری که مربوط به کنترل برانگیختگی فیزیولوژیک می‌شود صورت می‌گیرد. در مورد صدمات خفیف شواهد حاکی از تأثیر مثبت نوروفیدبک در کمک به بهبود علائمی مانند: کاهش انرژی، سردرد و دردهای مزمن، گیجی و سرگیجه، مشکل حافظه، مشکل در تمرکز، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب و مشکلات ادراک بینایی می‌باشد. شواهد بالینی نشان‌دهنده این است که استفاده از نوروفیدبک حتی پس از اینکه سایر درمان‌ها از پیشرفت باز می‌مانند، سبب دستیابی به نتایج بیشتر می‌شود. 

سکته مغزی
سکته مغزی اغلب نارسایی‌هایی را در عملکرد مغزی به دنبال خود دارد. نوروفیدبک علاوه بر کمک به بهبود نقائصی که از سکته ناشی می‌شود، در برطرف کردن مشکلات ثانویه‌ای که پدید می‌آید مانند اضطراب، افسردگی، تحریک‌پذیری، کسالت و... هم مفید است. نوروفیدبک باعث دستیابی به بازیابی بلندمدت کارکرد مغز می‌شود. 

بسیاری پیامدهای ناشی از سکته در محل آسیب به وجود نمی‌آیند و شبیه به پیامدهای ذکر شده در مورد MTBI هستند: مشکلات خواب، تحریک‌پذیری، تغییرات خلقی و افسردگی.
این موارد خیلی زود به نوروفیدبک جواب می‌دهند بعضی نقائص خاص که مربوط به سکته می‌شوند مانند راه رفتن، گفتار و ضعف یک طرف بدن، زمان بیشتری برای بازیابی می‌برند و حتی ممکن است بهبودی بطور کامل بدست نیاید. گاهی لازم است فرایند آموزش بطور بلندمدت ادامه پیدا کند تا مغز بتواند به مرور قابلیت‌های قبلی خود را بازیابد. 

عملکرد بهینه
نوروتراپی اهداف مختلفی دارد: 
-تثبیت عملکرد سراسری مغز با افزایش توانایی مغز در تولید امواج مغزی مختلف در محدوده صحیح .
- بهبود توانایی مغز برای تغییر نرم و راحت از یک حالت ذهنی به حالت دیگر و حفظ آن حالت به اندازه نیاز. 
- بهبود کارکرد مغز در نواحی خاص مرتبط با مشکلاتی که فرد در آن زمان تجربه می‌کند. 

سال‌هاست که ورزشکاران، هنرمندان، مدیران و افراد نظامی، از نوروفیدبک برای دستیابی به بالاترین سطوح عملکرد درمانی استفاده می‌کنند. پروتکل‌های آموزشی، برانگیختگی فیزیولوژیکی، تمرکز و توجه، تعادل نیمکره‌های مغزی، آرمیدگی و کارکرد اجرایی را تحت تأثیر و آموزش قرار می‌دهند. نوروفیدبک یک تکنیک یادگیری و وسیله آموزشی است. مراجع از تغییراتی که طی آموزش بوجود آمده آگاه می‌شود و قادر خواهد بود تا روند پیشرفت خود را در جهت رسیدن به قابلیت‌های بالاتر مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد. 

امروزه نوروفیدبک به عنوان یکی از روشهای مؤثر درمانی در کودکان دجار بیش فعالی یا همان ADHD شناخته شده است. هدف از درمان بوسیله این روش این است که به کودک بیاموزیم چطور می تواند رفتارهای مغزش را تغییر دهدو در نهایت عملکردهای مربوط به بیش فعالی را از بین ببرد.

این به این معنی است که کودک شما می تواند به مغز خود بیاموزد که بیش فعال نباشد!

بیوفیدبک مانند آینه ای است که عملکرد مغزما ن را که به طور عادی ما از آن آگاه نیستیم ، به نمایش در می آورد و به ما می آموزد تا اطلاعاتی راجع به وضعیت بیولوژیک مغز خود بدست بیاوریم و از این اطلاعات جهت کنترل ارادی فعالیت های مغزمان استفاده کنیم.

نوروفیدبک نوعی بیوفیدبک است که می تواند جهت آموزش کودکان دچارADHD جهت تغییر رفتارشان استفاده شود. به این صورت که دستگاه اطلاعات الکتریکی مغز کودک و امواج مغزی او را ثبت می کند و  با ثبت امواج و تقویت امواج مثبت و مفید، نوروفیدبک انجام می شود و کودک می آمزد که چطور می تواند بیشتر توجه و تمرکز داشته باشد.

حال این امواج مغزی که در نوروفیدبک روی آنها کار می شود، چه هستند و چگونه کار می کنند؟

هر فرد نرمال 4 دسته موج مغزی دارد که عبارتند از:

موج آلفا در زمان آرامش و relaxation فعالیت بسزایی دارد.

موج بتا سریع ترین موج مغزی است و در مواقع توجه و تمرکز فعالیت زیادی دارد. موجی به نام SMR نیز وجود دارد که زیرمجموعه ای از موج بتا است و زمانی که فرد برای انجام یک فعالیت کاملاً فوکوس کرده فعال است.

موج تتا در زمانی که فرد در حال به خواب رفتن است و یا افکار پوچ و بی هدفی دارد فعال است .
موج دلتا کندترین موج مغز است و در هنگام خواب عمیق فعال ترین موج است.
وقتی یک کودک نرمال تلاش می کند مطلبی بخواند یا روی موضوعی تمرکز کند، امواج بتا در مغزش افزایش می یابد، اما در کودکان بیش فعال، این اتفاق نمی افتد و به جای افزایش موج بتا، موج تتا در مغزشان افزایش می یابد (موج افکار پوچ) ، و این به این معنی است که این کودکان نمی توانند به اندازه کودکان دیگر تمرکز کنند.

آیا نوروفیدبک به راستی روش مؤثری است؟
وقتی کودک بیش فعال نیاز به توجه دارد، به جای افزایش موج بتا در مغزش، موج تتای او بالا می رود و در دستگاه EEG بالا بودن موج تتا نسبت به بتای او ثبت می شود. در جلسات نوروفیدبک درمانی، به کودک می آموزیم که چگونه موج بتای خود را بالا بیاورد. معمولاً بعد از 30 جلسه درمان، کودک کاملاً می آموزد که چطور امواج مغز خود را کنترل کند . علاوه بر بهبود توجه و تمرکز در کودکان، علائم دیگر بیش فعالی نیز در کودک کمرنگ می شوند. این بهبودی، قابل مقایسه با زمانی است که کودک در حال مصرف روزانه  4 قرص ریتالین است.

در کودک تحت درمان با دارو، با پایان نیمه عمر دارو در بدن، علائم برمی گردد اما زمانی که کودک می آموزد که چطور امواج مغز خود را کنترل کند، علائم خاموش می شوند و این بهبودی دائمی است ، و بدان معنی است که وقتی جلسات درمانی کامل شد، کودک شما فردی نرمال خواهد بود و این نکته وجه تفاوت نوروفیدبک با سایر روش های درمانی است.

آیا نوروفیدبک محدودیت و عوارضی نیز دارد؟
در مورد عوارض احتمالی جانبی این روش در 30 سال گذشته مطالعات بسیاری انجام شده و خوشبختانه هیچگونه عارضه جانبی برای این روش درمانی ذکر نشده است.

نکته ای که باید به آن توجه شود این است که برای ادامه جلسات نوروفیدبک، کودک باید انگیزه داشته باشد و اگر کودک در سن مناسبی نباشد، خسته می شود و انگیزه ادامه درمان را نخواهد داشت. اگر سن کودک خیلی پایین باشد، نمی تواند همکاری مناسبی داشته باشد و در سنین بالا نیز  بازی ها برای او به انداز کافی جذاب و سرگرم کننده نیستند. بهترین سن توصیه شده برای این درمان سن 9- 5 سال می باشد.

در مرکز نوروفیدبک آلومینا خدمات درمانی بوسیله روش نوروفیدبک  در کودکان بیش فعال انجام می شود و شما می توانید با پر کردن فرم تشکیل پرونده و سپس انجام جلسات درمانی، از این درمان جهت بهبود بیش فعالی کودکتان بهره ببرید.

  بنابر گفته متخصصان، این اختلال نتیجه تغییرات عملکردی مغز است که باعث تغییر در جریان خون مغز می شود و در نهایت، گشادی عروق مغز و سپس تنگ شدن عروق مغزی در واکنش به آن سبب بروز سردرد می شود.

شدت سردرد در افراد مبتلا به حدی است که فرد را از انجام فعالیت های روزمره خود ناتوان می کند.

درمانهای رایج سردردهای میگرنی، درمانهای دارویی هستند که از جمله میتوان به پروپرانولول، آمی تریپتیلین، سوماتریپتان و ارگوتامین اشاره کرد. بسیاری از بیماران از عدم اثربخشی کافی داروها شکایت دارند ، همچنین عوارض جانبی این داروها نیز مانعی بزرگ در مصرف آنها توسط بیماران است.

امروزه بیوفیدبک به عنوان روش درمان غیردارویی، اثرپیشگیری کننده خود را در حملات میگرن اثبات کرده است. بیوفیدبک روشی است که به فرد کمک می کند تا آگاهی خود را نسبت به فعالیتهای فیزیولوژیک مغزش بالا ببرد و فرد به مرور یاد می گیرد که چطور فعالیت های سیستم عصبی خود را تحت کنترل خود درآورد.

تا امروز مطالعات زیادی در زمینه اثر بخشی این روش در بیماران مبتلا به میگرن انجام شده که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم:

1. مطالعه ای در سال 1981 در زمینه مقایسه درمان میگرن بوسیله بیوفیدبک با پروپرانولول و آمی تریپ تیلین در امریکا انجام شد و نتایج تحقیق نشاندهنده اثربخشی بیشتر در پیشگیری از حملات در گروه تحت درمان با بیوفیدبک بود.

2. مطالعه ای در سال 1995 در افراد مبتلا به میگرن انجام شد و این افراد به مدت 4 هفته تحت درمان با بیوفیدبک قرار گرفتند و در نهایت 67% افراد مورد مطالعه (60 بیمار) کاهش تعداد حملات میگرن را گزارش کردند و 75% افراد نیز کاهش شدت سردردها را گزارش کردند.

3. دکتر Dala در مطالعه ای که بر روی بیماران دچار میگرن انجام داد، به این نتیجه رسید که الگوی فعالیت مغز با استرس های محیطی مرتبط است. او یک گروه از بیمارانش را به مدت 24 جلسه تحت درمان با بیوفیدبک قرار داد و به گروه دیگری از بیمارانش داروهای معمول را تجویز کرد. در انتها نتایج اینطور مشخص شد که در54% از بیماران تحت درمان با بیوفیدبک، حملات میگرن کاملاً از بین رفته بود، بدون هیچ عارضه جانبی! در 39% دیگر شرکت کنندگان درمان با بیوفیدبک، شدت حملات بیش از 50% کاهش نشان می داد و تنها 7% دیگر شرکت کنندگان از اثرات کم بیوفیدبک ناراضی بودند. این در حالی بود که در گروه تحت درمان با دارو، 68% افراد، عدم تغییر در شدت حملات را ذکر کردند .

در مرکز نوروفیدبک آلومینا، خدمات بیوفیدبک در درمان سردردهای میگرنی انجام می شود و شما می توانید با مراجعه به مرکز و انجام دوره های درمانی، از  این روش درمانی زیر نظر متخصصین در بهبود سردردهای خود بهره ببرید.

 نوروفیدبک چیست؟در این روش شما در مقابل یک مانیتور می نشینید و الکترودی که روی سر شما قرار دارد امواج مغزی شما را دریافت و به کامپیوتر هدایت می کند .حالا شما با دیدن امواج مغزی خود روی صفحه مانیتور می توانید به تنظیم و کنترل آنها بپردازید و در تمام این مراحل درمانگر در کنار شما نشسته و به شما یاد می دهد که چگونه می توانید این کار را انجام دهید.

درواقع نوروفیدبک شما را قادر به دیدن دنیای درون مغزتان می کند ، به عنوان مثال در صفحه مانیتور شما یک شکل شبیه سازی شده امواج مغزی را به شکل یک بازی می بینید و با نگاه کردن به صفحه مانیتور و بدون استفاده از دست شروع به بازی می کنید. دستگاه الگوهای امواج مغزی شما را پردازش می کند و در صورتیکه این الگوها مناسب باشد شما در بازی به جلو خواهید رفت و در غیر اینصورت شکست می خورید ،به این ترتیب شما یادمیگیرید که مثلا در شرایط اضطراب چگونه می توانید مغز خود را طوری تنظیم کنید که آرامش جایگزین اضطراب شود .

آیا این روش علمی است؟ روش نوروفیدبک توسط اداره غذا و داروی آمریکا ( معتبرترین سازمان جهانی پزشکی) جهت درمان اضطراب ،استرس،افسردگی،بیش فعالی کم توجهی، سردرد (میگرن)،دردهای مزمن،اختلالات خواب،سوء مصرف مواد،وسواس،صرع(تشنج) و بازتوانی سکته مغزی مورد تایید قرار گرفته است.

عوارض جانبی این روش چیست؟ نوروفیدبک عوارض جانبی دارو درمانی را ندارد و اثرات درمانی پایدارتری نیز دارد،فعالیت های کل مغز را کنترل می کند وبهبودی پایدار بیماری را شامل می شود.

چرا به نوروفیدبک دوپینگ اخلاقی می گویند؟ دلیلش این است که در حال حاضر بسیاری از ورزشکاران در کشورهای پیشرفته و همچنین بسیاری از سازمان های معتبر جهانی از جمله ناسا (سازمان علوم فضایی آمریکا) جهت ارتقا مهارت های ذهنی و شناختی و بهینه سازی تصمیم گیری ،افزایش خلاقیت،تقویت حافظه و افزایش هماهنگی جسم و ذهن از این روش استفاده می کنند.

به عنوان مثال تیم ملی ایتالیا ،تیم آث میلان ،بسیاری از برندگان طلای المپیک مثل ماری پیرس و چاد کاروین رسما اعلام کردند که جهت بهبود کارکرد ذهنی برای آمادگی مسابقات از نوروفیدبک استفاده می کنند.

آیا در آمریکا و کشورهای پیشرفته از این روش استفاده می شود؟ در آمریکا  بیش از 1000 مرکز نوروفیدبک وجود دارد که این رقم در 5 سال گذشته از کمتر از 100 مرکز به این تعداد رسیده که این موضوع خود حاکی از میزان اهمیت و محبوبیت این روش درمانی در کشورهای پیشرفته می باشد .


 
نظرات کاربران
ارسال نظر
مقالات

هدف های مشاوره اصولی

روان‌شناسی مشاوره یکی از رشته‌های کاربردی روان‌شناسی است. به عبارت دیگر، روان‌شناسی مشاوره کابرد روان‌شناسی در زمینه کمک به افراد بهنجار برای حل مشکلات آنان یا کاربرد روانشناسی در مشاوره است.
1397/10/17
ادامه...

بازی درمانی

بازی درمانی یک روش درمانی است که برای درمان مشکلات و اختلالات کودکان مورد استفاده قرار می گیرد.
1397/08/28
ادامه...

بیش فعالی چیست ؟

بیش فعالی به حالتی گفته می شود که در آن کودک تحرک زیادی داشته و بیش از اندازه جنب وجوش دارد . این تحرک بالا و مصرف انرژی زیاد کودک باعث دردسرهایی برای خود و اطرافیانش در خانه و مدرسه می شود .
1397/07/01
ادامه...

فلجی یه طرفه تارهای صوتیunilateral vocal fold paralysis

بیماران مبتلا به فلج یکطرفه ی تار صوتی با علایم گوناگون از جمله دیسفونی های ملایم تا شدید شناحته می شوند که شدت علایم بستگی به وضعیت تار صوتی فلج شده در حالت استراحت دارد.
1397/07/01
ادامه...

گفتاردرمانی یا آسیب شناسی گفتار

گفتاردرمانی یا آسیب شناسی گفتار و زبان رشته ای از علوم توانبخشی است که توسط یک متخصص بالینی بنام گفتار درمانگر یا آسیب شناس گفتار و زبان (SLP) به بررسی، تشخیص و درمان اختلالات ارتباطی، اختلالات درکی، اختلالات صوت و مشکلات بلع می پردازد.
1397/06/12
ادامه...